صفحه ی سرخ
به بهانه ی روز بزرگداشت شهدا 22 اسفند (سالروزصدورفرمان حضرت امام خمینی (ره)،مبنی برتأسیس بنیاد
(شهید انقلاب اسلامی1358
و
سهرابی،شهیدعیسی سهرابی،شهیدسالم سهرابی،شهید نورالله سهرابی
و
تمام شهدای همیشه ی زمان از آغاز تا پایان
جمله معروف و مشهوری وجود دارد که ما همیشه آن را در نوشته ها،کتابها و سخنان بسیاری دیده ایم
و شنیده ایم که می گوید :« شهید قلب تاریخ است
کاری نداریم به اینکه این جمله از کیست و کجاست و هر کسی چه برداشتی از آن دارد . شاید این سخن
امام خمینی (ره) باشد . نمی دانم
مهم این است که این جمله ی ناب، پرارزش و با مفهوم چنان ریشه در باورها و اعتقادات می دواند که بدون
تعارف و اغراق باید بگویم که اگر کسی این جمله را ببیند و بشنود و به آن بیندیشد و تجزیه و تحلیل کند و در
پایان جمع بندی و تحلیل هایش ، این جمله به عنوان باوری راسخ در اعتقاداتش جا خوش نکند و به یقین
تبدیل نشود،هیچ بویی از تفکر و شعور نبرده است. آن فرد چه می خواهد یک مسلمان باشد،چه یهودباشد
چه نصاری باشد،چه لامذهب،وچه ازهرمسلک دیگر.به عقیده اینجانب این جمله یک جمله تاریخی،فلسفی
ناب وچنان باارزش است که تاپایان دنیاهم گردفراموشی وکهنگی برآن نخواهدنشست.وچنان مستدل وقابل
دفاع است که با جرأت اعلام می نمایم که حاضرم هزاران مناظره و استفسار و استدلال محکم درقالب یک
رساله ی قطور العرض، در باره اش بنویسم ، به شرط آنکه مردش باشد . ( این گوی و این میدان
حاضرم قطره قطره ی خون خودوتمام باورپذیران این مرام ومسلک (شهادت)راجوهره ی قلم خود قرار دهم و
بربرگ برگ درختان وسنگ سنگ کوههاوشنزارهای این دنیای مکاره بنویسم که جمله شهیدقلب تاریخ است
درست است و درست است و درست است.وخسته نشوم و از پای ننشینم،به جان قلمم که جان من است
تا به کج اندیشان و کج فهمان نا باور به فرهنگ ایثار و شهادت بفهمانم که این خون شهید است که تاریخ را
سیراب کرده و زنده نگه داشته و گرنه تاریخ چه ارزشی دارد ؟
اگربه قربانگاه رفتن علی اکبرها(ع)،مذبوح شدن حسین ها(ع)به محراب غلطیدن علی ها(ع)،ایستاده مردن
مدرس ها ،فضل الله ها ودرخون غوطه خوردن اصغرها،حسین ها،ابراهیم ها،عیسی ها،سالم هاونورالله ها
را از تاریخ بگیریم ، به راستی از تاریخ چه می ماند ؟
تاریخ چگونه بدون خون این رادمردان روشن بماندوچراغ راه آینده بشر باشد.مگر نه اینکه می گویندتاریخ باید
چراغ راه آینده باشد.چه چراغی ؟ چراغی که بعضی ازمورخان نادان و بی انصاف به خاطرلقمه ی چرب چند
روزه ای هر چرندیات و مزخرفاتی به خورد آن داده اند و آنرا به هر هرزه راهی برده اند و تحریف کرده اند ؟
چراغی که نفت آن آلوده به خون میلیونهاکودک وزن ومردبیگناه است؟چراغی که بانفت سرقتی وروشنایی
تقلبی وفریب انگیز آن به ناحق واشتباه ،مسیر سعادت و پیشرفت بشریت را به سمتی دیگر منحرف و سر از
موطنی دیگر در آورده است ؟
اگر نبود خون شهید ، معلوم نبود که فلسفه علم تاریخ چه بود ؟ آری ! این شهید است که همت ، تلاش
سربلندی،عزت و شرافت و در واقع زندگی و حیات را با نثار جان و خون خود در زهدان تاریخ تزریق می کند تا
تاریخ آبستن میراثی مفید برای آیندگان باشد. و گرنه تاریخ زباله دانی بیش نخواهد بود
اگرنبودخون شهید،از اسلام ناب محمدی چه می ماند؟اگر نبودخون شهید چه می شدتلاش یکصدوبیست و
چهار هزار مرسل ؟
آری! خون شهید بسان نهرروانیست که درکشتزار هدایت بشری در جریان است.تا زمانی که به مقصد اصلی
خود برسد ومهم اینست که سرچشمه آن نباید هرگز خشکیده شود.مگرنه اینکه انسان آفریده شده است که
شهیدشود؟حالا هرنوع شهادتی باشدفرقی نمی کند.بعضی درجنگ قلمهاشهیدمی شوند،بعضی درمیدان
نبرد بعضی برمنبرخود و بعضی درمنزل خود.مهم اینست که انسان به هرنحوی درسنگر باشدو شهید شود
هر سنگری که باشد. چرا که هدف همین است.مگر هدف از آفرینش انسان قرب الهی نیست؟چگونه وازچه
راهی انسان به قرب الهی می رسد؟ مگر یکی از راههایی که انسان به این قرب می رسد شهادت نیست؟
مگر یکی از با عزت ترین مرگها و به قرب رسیدن ها مرگ سرخ نیست ؟ مگر نه اینکه شهید با چکیدن اولین
قطره خونش بر زمین آنقدر پاک ومطهر می شود که حتی نیازی به غسل جسم او هم نیست؟مگرنه اینکه
یکی از بابهای ورود به بهشت باب الجهاد است ؟ و مگر نه اینکه خداوند متعال خودش فرموده است که بهای
خون شهید خودم هستم ؟ چه قربی بهتر از این ؟ و چه بهایی بالاتر از این ؟
شهید قلب تاریخ است یعنی اینکه تا شهید و شهادت هست تاریخ هم هست و گرنه قلب را از کسی بگیرند
می میرد. تاریخ بی جهد و شهید وشهادت سرابی بیش نیست که ازدورانگار وجود دارد ،ولی تا به آن نزدیک
شویم اثری از آن نیست و هیچ توشه ای نمی توانیم از آن برگیریم
بلی ! تا شهید و شهادت زنده است تاریخ هم زنده است. شهید الحق که قلب تاریخ است و چه زیبا گوینده ی
این سخن این مروارید پر تلألو را از دریای بیکران خداوندی بر چیده است. اینگونه مرواریدها فقط در دستان خدا
خدا یافت می شود و تا کسی دست در دست او نداشته باشد نمی تواند از این گونه درهای گرانبها بر دارد
خداوند در قران کریم می فرماید : « ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون
« البته نپندارید که شهیدان راه خدا مرده اند ،بلکه زنده اند ( به حیات ابدی ) و در نزد خدا متنعم خواهند بود
این سخن ،یعنی ( شهید قلب تاریخ است ) می تواند در سایه ی این کلام الهی قرار بگیرد و سلسله وار خود
سایه ای باشد برای سایر افراد بشر . منظورم همان سایه ی ولایت و ولایت پذیری است ، اگر این سخن
سخن امام عزیزمان باشد
صرفنظرازاینکه سخن امام که درواقع ولایت است هم نباشد،سخن هرکس باشدمی تواندبعنوان ولی ماباشد
چرا که با این سخن ما راولایت ورهبری کرده است.که مصداق آن کلام مولای متقیان امام علی (ع) است که
می فرماید :« هر کس کلمه ای به من بیاموزد مرا بنده خود کرده است ».این نوع بنده شدن به گمانم همان
مدیون کسی شدن و از او راه خواستن است و گرنه همه بنده ی خدایند
در سایه همین منویات و ولایتها و سرپرستی ها بودکه این همه جان تقدیم اسلام وتاریخ اسلام وجهان شد
می خواهم این را بگویم که تأثیر یک ولایت الهی و یک سخن الهی مثل اینگونه سخن ها آنقدر ریاد است که
می تواند به یک باور تبدیل شود و الحمدالله این باور در جامعه ما شکل گرفته و ادامه دارد .( ان شاء الله